سانلي جانسانلي جان، تا این لحظه: 18 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره
اليسا جاناليسا جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

سانلی و الیسا

سانلي عاشق چايي

  سانلي جونم شما عاشق چايي هستي و از هر فرصتي براي چايي خوردن استفاده ميكني ولي ماماني من زياد بهت چايي نميدم چون اگه زياد بخوري برات ضرر داره.خلاصه اينكه در مهموني و خونه مامان جون اينا قيافه شما موقع چايي خوردن اينجوري ميشه. در ضمن شكلات هم خيلي دوست داري كه بازهم من و بابايي يا شكلات نميخريم ويا اگر هم بخريم از دست تو قايمش ميكنيم ومن وبابايي هم اصلا شكلات دوست نداريم نميدونم تو به كي رفتي سانلي جونم بستني كيم وليواني رو هم خيلي دوست داري. همچنين عاشق سيب قرمز وموز وخيار و انگور وهندونه وانارهستي. ساني جونم پيتزا رو هم خيلي دوست داري.منم توسانلي چونمو دوست دارم. ...
14 بهمن 1390

شمشيربازي

  سانلي جونم الان مشغول شمشير بازي با بابايي هستي وحسابي سر من بيچاره رو بردين.فدات شم گلم كه انگاري قرار بوده پسر بشي چون شمشير وتفنگ وماشين و...همه اسباب بازي مورد علاقه تو هستش. ساني جونم دوست دارم يه عالمه هرچي بگم بازم كمه. ...
13 بهمن 1390

خاله بازي حتي نصف شب

  ديشب سانلي جونم  ساعت يك شب بعداز مسواك زدن دندونات نميخوابيدي و اخم كرده بودي.گفتم ماماني چي شده چرا نميخوابي؟گفتي ميخوام خاله بازي بكنيم.منم كه ديدم چاره اي ندارم قبول كردم وتا ساعت 2بازي كرديم وبعدا" خوابيدي.اين روزها همش دوست داري بازي كني وبهم ميگي مامان غذا درست نكن فقط بازي كنيم.منم سعي ميكنم زيادباتو بازي كنم.البته وقتي بابا خونه باشه با اون بازي ميكني و من راحت ميتونم به كارام برسم. ديشب همچنين با زن عمو اينا رفتيم خونه دختر عموي بابايي كه از كربلا اومده بودن.شما هم با دخترشون نسيم ماهي ميگرفتين(ماهيها وقلاب اسباب بازي)وبازي ميكردين. سانلي جون ايشالا قسمت بشه ما هم بريم كربلا زيارت سيدالشهدا. ...
13 بهمن 1390

النگوي جديد سانلي جون

  دیروز النگوی سانلی جون رو که براي دستش كوچيك شده بود رو بردیم طلا فروشی وبه جای سه تا النگوی خودش(به اضافه هشتاد تومن پول)دوتاالنگوخریدیم.سانلی هم خیلی خوشحال بود و همش میگفت مامان دیگه النگوم دستمو اذیت نمیکنه.طلا این روزها خیلی گرون شده و اصلا نمیشه طلاخرید.   سانلي جونم النگوي جديدت مبارك باشه.ايشالا بتونيم تعداد النگوهات رو بيشتر كنيم.دوست داريم عسلم      ...
12 بهمن 1390

تولدبهنام دايي جونم

  بهنام دايي جون بيست وششمين بهار زندگيت را با تقديم هزاران شاخه گل رز و يه آسمون ستاره تبريك ميگم.ايشالا 120 ساله بشي. دايي جونم بياشمع هاروفوت كن كه صدسال زنده باشي.     اي نم دسته گل زيبا براي دايي جونم البته خودت گلي.   دوست دارم دايي مهربونم.   ...
10 بهمن 1390

تولدماماالناز

    روز چهارشنبه ٥بهمن ماه تولد مامان النازم بود. مامان الناز تولد مبارک. اینها رو بخواسته دخترگلم سانلی نوشتم دستت درد نکنه سانلی جونم. سانلی جون و بابایی مرسی که به فکر من بودین.دوستتون دارم   خاله فرشته مهربون دستت درد نكنه فدات شم خيلي براي من وسانلي زحمت كشيده بودي. اولين هديه تولدم رو امسال از امام رضا(ع)گرفتم.يه جانماز خوشگل كه يكي از دخترخانماي سرويس بابايي از مشهد مقدس سوغاتي آورده بود.واقعا دستش درد نكنه بهترين هديه برام بود.البته براي سانلي هم يك سنتور زحمت كشيده بود. ...
9 بهمن 1390

يا امام رضا(ع)

  شهادت امام رضا(ع)بر همگان تسلیت باد. یا امام رضای غریب تا حالا هر چیزی که از درگاهت خواسته ام مرا دست خالی برنگردانده ای.خدایا به حرمت امام رضا(ع)به تمام مریض ها شفای عاجل عنایت فرما وبه هر کسی که در آرزوی فرزنده به زودی طعم پدر ومادر شدن رو بچشون و هر کسی هر حاجتی داره برآورده اش کن.آمین یاربالعالمین.   ...
5 بهمن 1390