سانلي جانسانلي جان، تا این لحظه: 18 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
اليسا جاناليسا جان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

سانلی و الیسا

عكسهاي اين بيست و سه روز...

   در اين پست عكسهاي اليسا و سانلي جونم رو كه توي اين 23 روز گرفتم رو ميزارم.     اليسا كوچولو در سه روزگي     سانلي و اليسا     اليساجون در شش روزگي     سانلي جون و اليسا در شش روزگيش(يدي گئجه)       اليسا و بابايي         آقاجون در شب روز هفتم (يدي گئجه)كه داره اسم اليسا جون رو ميزاره     اليسا خانم در هشت روزگيش         اليسا در بيست روزگيش   اين چهار تا عكس آخر رو هم امروز از اليسا جون گرفتم كه بيست و سه ر...
1 آبان 1392

جلسه اوليا و مربيان مدرسه سانلي

    روز يكشنبه 21مهرماه از مدرسه سانلي جونم براي شركت در جلسه اوليا و مربيان دعوت بودم و چون بعد از زايمانم يك هفته خونه مامانم مونده بوديم اليسا پيش مامانم موند و من ساعت 10:30 رفتم مدرسه سانلي جونم.همينكه وارد مدرسه شدم ديدم سانلي با همكلاسيهاش نشستن توي سالن و دارن ميوه ميخورن.سانلي هم تا منو ديد گفت مامان برو توي كلاس ما همه مامانا اونجا هستن.منم رفتم و بعد از سلام و احوالپرسي با معلم نشستم و توي جلسه معلم سانلي در مورد نظافت شخصي بچه ها و نحوه آموزش شعرها و سوره ها و كلمات در خونه با ما صحبت كرد و گفت كه براي سه شنبه كه روز عرفه هست براي بچه ها چادر بدوزيم چون قرار بود براشون جشن عيد قربان بگيرن.عكس همه...
30 مهر 1392

عکسهای الیسا...

    الیسا جونم به زندگیمون خوش اومدی.       الیسا در ساعاتی بعد از تولدش در بیمارستان       الیساجونم در دو روزگی           عزیز دلم فدات بشم که با وجود نازنینت ما و سانلی جونم رو شاد کردی.     ...
30 مهر 1392

فرشته كوچك من خوش اومدي...

    لحظه ديداره عاشقي معناشد تپش قلبم گفت خودشه پيدا شد خونه ي تنهايي پر شد از خوشبختي با تو امروز من عاشق فردا شد توشروع شادي و لحظه ي پايان غمي نيمه ي گمشده ي من نه زياد و نه كمي تو نگاهت به تموم آرزوهام ميرسم يه فرشته از بهشت كه تو سر نوشتمي         روز سه شنبه 92/7/9 در ساعت 10:30 صبح فرشته كوچك ما اليسا خانم زميني شد و ما را غرق در شادي كرد.     از خداي مهربونم به خاطر هديه دومين دختر نازنينمان بي نهايت سپاسگزاريم.خدايا شكرت.     ...
12 مهر 1392

عكسهاي سانلي و محمدرضا كوچولو...

    اين عكسها هم مربوط به يكي دو ماه پيش هست كه يادم رفته بود بزارم توي وبلاگ.                         سانلي داره به محمد رضا كوچولو مينچ ياد ميده.                       سانلي جان در حال چيدن آلبالو در حياط خاله مهناز اينا...         اينم آلبالوهايي كه سانلي چيده بود.           ...
8 مهر 1392

سانلي خرگوشي...

    دوماه پيش سانلي خواست كه روي صورتش نقاشي بكشم. منم دست به كار شدم و اينم شد نتيجه نقاشي خرگوش ما...           فدات شم سانلي جونم كه نقاشي هم به صورتت مياد...       ...
8 مهر 1392