دندانپزشکی
این روزها کمی سرم شلوغه و کمتر میتونم بیام وب و بنویسم.سه شنبه نهم خرداد ماه سانلی جونم رو برای پر کردن دندوناش بردیم دندانپزشکی.سانلی خیلی خوشحال بود و از یکماه قبل که براش وقت گرفته بودم لحظه شماری میکرد که دندوناش رو پر کنه.وقتی رسیدیم مطب خیلی ذوق کرده بود و اصلا" نمیخواست منتظر بمونه تا نوبت ما بشه.بالاخره نوبت ما شد و رفتیم داخل و سانلی خودش رفت و روی صندل نشست و دکتر گفت میخوام آمپول بزنم به دندوناش ولی خودش نمیفهمه و کمی اسپری بی حسی زد و بعد آمپول زد سانلی هم مثل یه دختر خوب هیچی نگفت و اومدیم اتاق انتظار و بعد از ده دقیقه که دندوناش بی حس شده بود رفتیم تو و دکتر شروع کرد به پر کردن دندونا...
نویسنده :
مامان الناز
18:25


